یلدا
موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است رفتن رسیدن است پروانه اخگریم در خود چکیدن است از فوج دیگریم در خون تپیدن است بر پرده ی خیال در پر کشیدن است جز سایه ای ز خویش خود را ندیدن است خواندیم و خامشی تنها شنیدن است چیدن رسیده را از کال چیدن است " قیصر امین پور"
ساحل بهانه ای است ،
تا شعله در سریم ،
شمعیم و اشک ما ،
ما مرغ بی پریم ،
پرواز بال ما ،
پر می کشیم و بال ،
اعجاز ذوق ما ،
ما هیچ نیستیم ،
آیین آینه ،
گفتی مرا بخوان ،
پاسخ همین تو را ،
بی درد و بی غم است ،
خامیم و درد ما ،
نوشته شده در پنج شنبه 89/8/6ساعت
9:57 عصر توسط نسیم بانو نظرات ( ) | |
Design By : RoozGozar.com |